حدیثه ساداتحدیثه سادات، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 20 روز سن داره
حلما ساداتحلما سادات، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 14 روز سن داره

حدیثه سادات و حلما سادات خوشگلای مامان

عید نوروز91

دخمل قشنگم عیدت مبارک!!!                    ما چند روز مونده بود به عید رفتیم اردکان  و سال تحویل خونه مامان جون بودیم چون شما خواب بودی و جایی نمیتونستیم بریم.سال تحویل ساعت هشت و چهل و چهار دقیقه صبح بود. چند تا عکس از عید برات میزارم                                                   &...
15 فروردين 1391

اولین روزای زندگی

کوچولوی مامان به زندگی ما خوش آمدی!!!     ده روز اول رو خونه مامان جون بودیم و روز یازدهم اومدیم قم. یک ماهه بودی که دوسه روزه برگشتیم اردکان مهمونی ماماجیا از کربلا اومده بودن.همه خیلی دوست داشتن و از دیدنت خوشحال میشدن مخصوصا مامان جون و باباجون.   عزیزم شب که میشد راس ساعت یک بیدار میشدی و من تا صبح بیدار بودم. بعضی موقع ها تا ساعت هشت صبح بیدار بودی و من خیلی اذیت میشدم. صبح میخوابیدی منم مجبور بودم بخوابم چون دیگه تحمل بی خوابی رو نداشتم. خانوم مقدم صاحب خونمونه و خیلی مدیونش هستم.برام مثل مادره.تقریبا هفته ای دو بار خواهر شوهر خانوم مقدم میومد خونش و محمد حسام که نوه ش هست و شما رو میبرد حمام. م...
1 فروردين 1391